FLATSET کاربر ارشد وضعيت: آفلاين 14 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 1642 امتياز: 153775 تشکر کرده: 584 تشکر شده 415 بار در 289 پست
محل سكونت: تایپیک درخواست فیلم
ارسال شده در:
سه شنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1390 14:41:21
موضوع مطلب: سری اول پیامک های عاشقانه
دنيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است
از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت است
مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز گر چه رفتي از برم مشتاق ديدارم هنوز
شمع سوزان توام اين کونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نکن
------------------------------
من به يک هراس
هميشه طرحهاي ساده و سايه هاي باران خورده ام را
بي دليل بر باد داده ام
بعد از اين ديگر
نه به خواب قاصدکي تعبير خواهم شد
و نه به اعتبار چند خيال رنگ و رو رفته
------------------------------
ايا تا بحال پرواز مرغ عشقي زرئ رنگ را در اسمان ابي ديده اي؟
ايا ميداني ان مال کيست؟ زماني مال چه کسي بوده است؟
ولي حالا پر زده و تنها سفر کرده .. هميشه همين جوريه ......
يکي ميره و يکي ميمونه........اونکه رفته ديگه بر نمي گرده .......
جاشو يکي ديگه مي گيره که شايدم از اون قبلي بهتر يا بدتر باشه ...
ولي هيچ وقت جاش خالي نمي مونه هميشه يک جايگزين هست........
--------------------------------
دوست داشتم در سرزميني به دنيا مي آمدم که مردمش جُز از عشق نمي گويند،*جزازعشق نمي نويسند،جُز خواب عشق را نمي بينند، وجز از عشق نمي ميرند.*البته هيچ سرزميني اين گونه نيست.افسوس
-------------------------------
کسي مثل هيچکس...من همانم که همچون هيچکس در تنهايي کساني قدم ميگذارم و آنها را در آيينه ي بي کسي و در تابلوي رسوايي نشان همگان مي دهم.من همانم که بي نشان در بي کسي همگان به دنبال کسي مي گردم که هيچ بودنم را به يکتايي تبديل کند پس مرا ياري ده که با درد بي کسي بسازم و يا رستگارم کن تا تو را که همچون من مثل هيچکسي بيابم تا با هم به مرز يکتايي رسيم و در يک قدمي پايان به سرآغاز آغاز برسيم.هيچکس
-----------------------
در فصل بهار از ترس اينكه گياه روي گونه ام نرويد اشك نمي ريزم
--------------------------
وقتي نيستي نگاهم دست خالي به چشمم باز مي گردد
-----------------------
گناه كلاغ چيست كه هر وقت مي خواهد چهچه بزند صداي قارقار از گلويش بيرون مي آيد
-------------------------------
مرگ در حاصل جمع واپسين دم حيات ها مي زيد عمر جاودانه كفاف رسيدن به مقصد آخرت را نميدهد خورشيد ساكن امروز است*وقتي نيستي چشم ديدن نگاهم را ندارم
---------------------------
بعضي آدم ها شبيه مگسند*منتها هيچوقت پرواز نمي کنند*از عشق بازي چيزي حاليشان نمي شود*و حتي دلي اندازه کله مورچه هم ندارند*فقط مزاحمند
----------------------------------
MyLove جانشین مدیریت وضعيت: آفلاين 31 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 2922 امتياز: 1877110 تشکر کرده: 502 تشکر شده 456 بار در 240 پست
محل سكونت: اینجا..
ارسال شده در:
يكشنبه، 1 خرداد ماه ، 1390 22:03:01
موضوع مطلب:
تقديم به مادر
شما كه عشقتان زندگيست...................شما كه خشمتان مرگ است
شما كه تابانده ايد در ياس اسمان ها
اميد ستارگان را
شما كه به وجود اورده ايد قرون را
ومرداني به دنيا اورده ايد كه نوشته اند به چوب دار ها
يادگار ها
وتاريخ بزرگ اينده رابا اميد
در بطن كوچك خود پرورانده ايد
وشما كه پرورانده ايد فتح را
در زهدان شكست
شما كه عشقتان زندگيست...................شما كه خشمتان مرگ است
شما كه برق ستاره ي عشقيد
در ظلمت بي حرارت قلبها
شما كه به ما اموخته ايد تحمل و قدرت را در شكنجه ها
وپاهاي ابله گون با كفش هاي گران
در جستوجوي عشق شما ميكند عبور
بر راه هاي دور
و در انديشه ي شماست مردي كه زورقش را مي راند
بر اب دور دست ها
شما كه عشقتان زندگيست..................شما كه خشمتان مرگ است
شما كه زيبا ايد تا مردان زيبايي را بستايند
و هر مردي كه به راهي ميشتابد
جادويي از لبخند شماست
و هر مردي در ازادي خويش
به زنجير زرين عشقي ست پاي بست
شما كه نغمه ي روحتان
در گوش جان مرد فرح زاست
شما كه در سفر پرهراس زندگي،مردان را
در اغوش خود ارامش بخشيده ايد
و شما را پرستيده است هر مرد خود پرست
عشقتان را به ما دهيد..........................شما كه عشقتان زندگي است
و خشمتان را به دشمنان ما.....................شما كه خشمتان مرگ است _________________